براي بي نام

من از روح  و تنهايي نمي ترسم
من از تاريكي شب نمي ترسم
من از مرده ها نمي ترسم
اما از نامه هاي بدون نام!
كه خطاب به منست
ميترسم مي ترسم


 هيچ كس تو را نمي شناسد
تو اما همه را مي شناسي
من به دنبال تو
همه جا را زيرو رو مي كنم
دستم از دنيا
كوتاهست!
نمي يابمت
من انگار مرده ام
تو اما
نشاني گور مرا داري
كه گاه ه بيگاه
برايم
چيزي از خودت به جا مي گذاري......
((كاش ميشد زمان را ميان دستهايمان نگه داريم!!!
))
يا حق



/ 3 نظر / 7 بازدید
Fox

_ كاش مي شد با دست هاي خودم اين معلم بد اخلاق رو خفه مي كردم...

آرش

آری، هراس من همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون تر است!!!