خدا به چه چيزی فکر می کرد

وقتی تو را می آفريد

شايد به شادی  چشم های من،

در لحظه رسيدنت!

 قربان صدقه های من تمام شده اما حق مطلب ادا نمی شود برای همين دست به دامن نوشتن شدم عزيزکم يادت    هست:

     من و تو در همان ساعت مقرر رسيده ايم ؟به همان ايستگاهی که بايد !

 تمام دلشوره های من را باد با خود برد وقتی نگاهت کردم سرت پايين بود و سعی می کردی اصلا به من نگاه نکنی زير اون نگاهها که ما رو نگاه نمی کردند تحليلمون می کردن حقم داشتی !جمع شدن اون آدم ها به خاطر عشق عجيب ما (به قول بابا) يه کمی خنده دار بود نه ؟يه موقعی کلی ميخنديدم به دخترايی که سينی چايی ميبرن جلوی خواستگار!!!  وقتی تصميم گرفتم چايی رو خودم بيارم نمی دونم چرا؟ فقط دلم می خواست صداتو بشنوم و يه دليل موجه برای نزديک شدن بهت داشته باشم.... عجب دليلی ..... وای وقتی سينی رو جلوت گرفتم يه لحظه به خودم نهيب زدم زياد طولش ندی اما کاش عقربه زمان يه ذره کند ميشد نه؟

يه روز برای بچه هام تعريف می کنم که چقدر عاشق بودم .... چقدر صبر کردم چقدر گريه کردم چقدر ..... راستی من به خاطر اون شب چه ها که نکردم و تو که سنگ تموم گذاشتی

دلم می خواد به همه بگم که چقدر بهت افتخار می کنم چقدر!

خيلی گذشته تقريبا ۳ سال و انگار همين ديروز بود که من عاشق همکلاسی دوست داشتنيم شدم و پا رو همه چی گذاشتم و دل به دريا زدم و اعتراف کردم ..... کاش برگرديم به همون روز تا من قيافه متعجب تو رو ببينم وفرداش  بشنوم که تو هم منو ....بگذريم يعنی اگه من اعتراف نمی کردم هيچوقت به صرافت من می افتادی حالا ديگه داريم يواش يواش به جاهای خوب قصه می رسيم  دلم ميخواد به همه بگم يکی هست توی اين دنيا که از شکستن غرورم به خاطرش هيچوقت پشيمون نشدم

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیرحسین بهبهانی نیا

سلام گلی!/ ممنون که به سياها اومدی و برام نوشتی!/ خيلی خوش حال ام کردی!/ موفق باشی!/ باز هم منتظرت هستم

......

من هم نمی تونم فراموش کنم باورم نمی شد .۳ سال پيش وقتی با همون آقا پسر به بهانه هوا خوری و عکاسی زير سبز و روشن کاج قدم می زديم ... آقا پسر با وجدی که هنوز فراموشش نکردم واسم از عاشق شدنش گفت و من که فکر می کردم ميشناختمش فقط حيرت کردم ...آخه بد جوری عاشق بود ...و موند ... و حالا تبريک !!! تبريک !!! کی فکروشو مي کرد؟ شاهکار بود کارتون !!! تبريک!!!

Mohsen

سلام.. تبريک ميگم.. در اين وب لاگ گشت امشب، خوشحالم که به اينجا رسيدم و مطالب زيباتون رو خوندم..

نوید

سلام طبق معمول جالب نوشتی من به روز کردم يادداشتم يه مسابقست بيا شرکت کن با حاله باي

sumir

از ازدواج کردن بيزارم گلديس! مرگ عشقه!

goli

شايد مرگ عشقی از اين نوع و تولدی برای يک عشق ديگره!

آزاده

مباركه خيلي خيلي ولي راستش منم باورم نميشه!

پروانه

سلام. خوشحالم که يکی اين جا هست که شاد می نويسه.

*همایون*

چقدر خوبه که آدم از کارهايی که انجام ميده، فارغ از هر نتيجه‌ی خوب یا بد احتمالي، پشيمون نشه. شاد باشيد.

Farnaz

عشق يعنی همين. عشقتون پاينده.