نامه

دارم برایت نامه مینویسم
از همانها که هیچوقت به دستت نمیرسد
از همانها که فقط برای خودم میخوانم
از همانها که صدبار میخوانم انقدر میخوانم که باور کنم هیچ حرفی باقی نمانده
نقطه هایش را /دست خطم/ را کلماتم را /جابه جا میکنم
میخوانم و هی میپرسم
اینها منم ؟؟؟
نه باور نمیکنم
خدایا؟
این همه غم از کجا به این یک تکه کاغذ سرازیر شد

/ 1 نظر / 16 بازدید
مهرآفرید

زندگی بالا پایین داره روزهای افتابی و ابری داره. غم هم می گذره دوست عزیز همونطور که خوشیها می گذرن جای غصه نیست وقتی همه چیز در گذر است