اينجا کسی نيست

در باز است!

دست و پای دلم گم می شود

سلام می کنم

و در چشمان تو به جستجوی چيزی می گردم

و با يافتنش نفسی به آسودگی می کشم

خستگی را زمين می گذارم

گشتی در رويايت می زنم

پنجره را باز می کنم و می گويم:

اينجا خانه منست

((در شبی پر از خواب و خالی از ترديد ...... برای تو که همسايه منی))

 

 

/ 4 نظر / 15 بازدید
سوسن

همسايه مرا راه می دهی ؟

نوكر خان ( به كسر ر)

نوكرتم تا ابد :)

كتكله

سلام! وبلاگ خوبي داري! كتكله باز هم برگشت و اين بار در آدرس زير مي نويسد!! ممنون ميشم سر بزني!!

طبيعت مرد

سلام. خيلی قشنگ می نويسين. و ممنونم که کلبه محقر طبيعتمرد رو به قدوم خودتون مزين کردين. هميشه سبز باشيد و همچون حضرت دماوند، پايدار و استوار.....