زندگی

زير اين سنگ ها زنده هاخوابيده اند
و مرده هادر خيابان ها قدم مي زنند
يكديگر را مي بينند كلاه از سر بر مي دارند و با يكديگر دست مي دهند
هيچ كس اما به من نگاه نمي كند......
كه سر اين چهار راه زيبا شده ام و به شوق هيچ نگاهي
وسوسه نمي شوم خيالت را ترك كنم

مرده ها به آرايشگاه مي روند
و موهايشان را رنگ زندگي مي زنند
اما تنها مو هايشان را ببيني باور مي كني
تلاش بيهوده اي براي تپيدن كرده اند
اما كسي به گيس هاي من كه به عشق تو با فته ام نگاه نمي كند!
مرده ها يكديگر را مي بوسند و در آغوش مي فشارند و مثل يك حادثه تكراري
با هم هما غوش مي شوند
من خودم شاهد بودم
كه تخت ها مرده ها را با دست به هم نشان مي دادندو ريز ريز می خنديدند و
مر ده هايي بودند كه آشناي همه تخت ها بو دند
اما كسي هرگز نفهميد چرا هيچ كسي از من نشانی ندارد

مرده ها با هم عكس هاي دسته جمعي مي گيرند
و زنده ها در گور هاي دسته جمعي
در مورد اينكه
هيچ عكسي از تو باقي نمانده جلسه ترتيب داده اند!

/ 9 نظر / 14 بازدید
شورش

از لطفت به وبلاگ من متشکرم. از اينکه به اين مسئله توجه داری خوشحالم . اميدوارم بتونم از شرمندگی همه تون که لطف دارين دربيام .

شورش

راستی يادم رفت بگم ! وبلاگم به روز شد . اگه دوست داشتی يه سری بزن .

لیلا

پس تو هم از زنده گانی ؟ زنده ها عکس يادگاری ندارند ...

دایی

چه سوز عجیبی توی نوشته‌هات هست! خدا کنه این غم توی دلت نباشه دایی! اين کسی که سر چهارراه زيبا شده بود خوبه که هنوز دلش زنده بود! اشتباه که نکردم؟ دلش زندس!

کاوه

یعنی من یه عمر مردم ..... آبجب میشه بگی من کی زنده میشم، خیلی منتظرم

donkishot1

تو دوباره برگشتی؟؟؟؟؟ دلم تنگ شده بود.راستی لينک دادم .برو ببين.

س.س

مثله هميشه عالي!!! منتظر تازه تر ها هستيم

شورش

دوباره سلام . من بازهم اومدم . آخرين مطلب سال هم زدم تو وبلاگ . اگه حال داشتی برو و بخون و نظرتو بگو . اگر حال نداشتی که هيچی .