بيا با هم برقصيم

من می چرخم و تو می خندی

من موهايت را دوست دارم

وقتی به دست باد می افتند

و چشمهايت را وقتی به چشم من

و جادوی دست هايت را که دلم را کوک می کند

به من بخند ،بگذار خنده ات برای من  و همه ام برای  تو باشد

هزار ترانه در منست امشب!

بيا با هم برقصيم

 

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ياسمن

بگذار رها از غم روزگار از ته دل با او بخندید تا تنها و تنها در لحظه های با او بودن غرق شوی...شاد باشی و دلت خالی از غم روزگار باد...

درد

بيا با هم بميريم .

donkishot

هميشه شاد بمون.... يا حق

ميلادِ اكبرنژاد

سلام. ممنون به خاطر سرزدن‌اتون. خوش‌حال شدم از اين كه با بلاگ شما آشنا شدم. نوشته‌هات خيلي خوب هستند اميدوارم روز به روز به‌تر هم بشن من هم بي‌ام از ديدن‌اشون لذت ببرم. تا ديدار بعدي. يا علي!

samira

چه شعر فوق العاده شادی هست! خيلی عالی بود.

sosa

salam.khoobi gole bo goldoon?omidvaram har che zood tar goldooneto peyda koni....dele man male toe...negahe to male mane...fadat

پروانه

تشنه يك غزلم براي تو /// اما واژه‌هايم غبار گرفته‌اند /// گردنبند غبارين به تو هديه دادن رسم نيست/// اما اين قفس هم قطعه‌اي از ملك توست، جان آسمان نگاهي //// سلام......

سامير

بيا برای هم و با هم بميريم! نه بابا! تازه زنده شدم!!! نميخوام! همون برقصيم بهتره فکر کنم!!!

parisa

سلام منو که ميشناسی نوشته هاتو دوست دارم مثل قبل ها توی مدرسه